خرید بک لینک
با سلام خدمت همه دوستان و با عرض معذرت که باز چند وقتی نبودم. علیرغم علاقه ای که به وبلاگ دارم ولی خب با این شرایط فعالیت فکر کنم برای مخاطب هم جذابیتی نداره ادامه فعالیتم و فعلا فعالیت تو این وبلاگ رو ادامه نخواهم داد. همینجا از همه شما عزیزان بایت همراهیتون تشکر میکنم و امیدوارم که همگی همیشه در ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 8:55

سلامی به خوشرنگی و زیبایی اولین روز مطلب پاییز نیلوبلاگ بله بله حق با شماست یهویی رفتم ولی یهویی هم برگشتم دیگه بیاین با هم دوست باشیم منم قول میدم از این به بعد بیخبر نرم خب دوستانی که بنده رو میشناسن میدونند که ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: چهارشنبه 19 آذر 1399 ساعت: 10:16

سلام. به به از این هوای مطلب پاییزی نیلوبلاگ. بیاین بگم که اوضاع خونه یه وضعیه که نگو ولی من حالم خوبه وسط این همه شلوغی و بهم ریختگی. یادم نیست پست قبلی گفتم یا نه که ما تصمیم داشتیم یه سری تغییرات تو خونه انجام ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: چهارشنبه 19 آذر 1399 ساعت: 10:16

سلام صبح زیباتون بخیر. این روزها با توجه به شرایط خونه که اصلا امکان دورکاری ندارم و شرکت هم که میام تمرکزم به شدت پایینه کلا حس میکنم زمان رو دارم از دست میدم. کارهایی که بهم تخصیص داده میشه رو انجاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: چهارشنبه 19 آذر 1399 ساعت: 10:16

سلام دوستان اوایل اسفند که کرونا اومد و قرنطینه شروع شد روزهای اول از اینکه خونه بودم کلافه بودم. همه اش فکر میکردم اگه این دوران طولانی بشه چی؟ یه مدت به این کلافگی گذشت تا اینکه تونستیم روتین و عادادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: چهارشنبه 19 آذر 1399 ساعت: 10:16

سلام سلام به به عجب هوایی عجب بارونی. صبح زیبای پاییزی بارونی تون بخیر. کی بود آخرین بار ابنجا نوشتم اصلا یادم نمیاد چیا رو گفتم چیا مونده. مثلا آیا یه هفته قرنطینه رو به خاطر یه روز آبریزش آلنی تعریادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: چهارشنبه 19 آذر 1399 ساعت: 10:16

هر روز صبح که خسته تر از شب قبل چشمهام رو باز میکنم یهو یه چیزهایی مثه پتک میخوره تو سرم. ببین همه اتفاقاتی که تا قبل شروع کابوسهای شبانه ات تو ذهنت بود هست بعلاوه اتفاقاتی که الان به محض اینکه گوشی رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: جمعه 27 دی 1398 ساعت: 2:56

سلام به همه نصف شب جمعه آخرین روز تعطیلات, هست. امروز عصر از سفر برگشتیم رفت و برگشت همش نگران بودیم به ترافیک سنگین بخوریم ولی خدا رو شکر خوب بود و خیلی راحت رفتیم. سفر خوبی بود و با توجه به اینکه مدتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:09

خب این چند وقت برای مهمونی تولد و هماهنگی ها واقعا درگیر بودم و دو روز مونده هم یهو سرماخوردگی شدید در حدی که رفتم کلی سرم و آمپول نوش جان کردم ولی باز خوب نشدم روز تولد اینقدر سرم شلوغ بود دیگه مریضیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:09

باور کنید من میام هی اینجا سر میزنم بعد میبینم کامنتی نیومده میگم خب پست جدید رو چرا بنویسم وقتی دیگه کسی اینجا نیست خوب خیلی دوست دارم بنویسم مخصوصا این روزها که بوی پاییز می آید فصل دوست داشتنی من وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:09

سلام سلام تصمیم گرفتم وبلاگ نویس خوبی باشم و زود به زود بیام اینجا. هفته پیش سه شنبه شب بود که بالاخره کلید واحد جدید رو تحویل گرفتیم یه سر همون موقع رفتم دیدم که تمیزکاری اساسی نیاز داشت نمیدونم واقادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:09

سلام سلام ببینید باز دختر خوبی بودم زود اومدم خوبین؟ خوش میگذره یه خرده هم شماها بگین از خودتون. عرضم خدمتتان که یه کاری تو شرکت شروع کردم که هم خیلی فیدبک مثبت داشتم هم یه سری ها سنگ اندازی میکنند خادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:09

سلام صبح آخرین, شنبه شهریوری و تابستونی تون بخیر و شادی. هفته بعد شنبه پاییزی میشه حتی تصور سرمای صبح ها هم حس خوبی بهم میده. خونه تا حد ۹۹ درصد کاراش تموم شده و فقط یه سری خرده کاری مونده و دیروز از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:09

سلام صبح اولین روز پاییز,ی تون بخیر. ما پاییز, رو با مریضی, شروع کردیم. ولی دارم تلاش میکنم خیلی زود خوب بشیم. شنبه ظهر آلنی زنگ زد که من حالم خوب نیست و میرم خونه منم بعد از ظهر جلسه مهم داشتم و برای جادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:09

سلام دوستان خوبین خوشین؟ خب عرضم خدمتتان که همچنان بدو بدو هستیم هفته پیش تو شرکت شلوغ بودم بعدش هم میرسیدم خونه شام و کارهای خونه. یه روز رفتیم گوشی خریدیم یه روز رفتیم پرده سفارش دادیم. چهارشنبه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:09

صفحه بندی