سلام سلام به به عجب هوایی عجب بارونی. صبح زیبای پاییزی بارونی تون بخیر.
کی بود آخرین بار ابنجا نوشتم اصلا یادم نمیاد چیا رو گفتم چیا مونده. مثلا آیا یه هفته قرنطینه رو به خاطر یه روز آبریزش آلنی تعریف کردم بعدش هم که تست منفی شد و برگشتیم سر کار بعد از همون هفته یه روز در میون دور کار شدیم. خب اون یه هفته استرس زیاذی داشت با اینکه آلنی به جز یه روز آبریزش علایم دیگه ای نداشت ولی از اونجایی که تاکید کردن امسال سرماخوردگی نداریم ما هم بنا رو به مشکوک گذاشتیم و یه هفته قرنطینه شدیم تا وقتی که نتیجه تست منفی شد و البته علامت دیگه ای هم نیود دیگه. اینقدر هم این استرس زیاد بود که دقیقا از روز سوم من گلو درد داشتم ولی جواب تست که اومدگلو درد منم خوب شد حالا نگم که آلنی روز اول بهم گفت تلقین میکنی و نگران نباش چه الم شنگه ای به راه انداختم که تو درد. من روجدی نمی گیری و فلان ولی خب در طی اون یه هفته هر روز سوپ پختم و هر روز کلی سبزیجات و آبمیوه اینا خوردیم هر روز میگفتم نکنه فردا حالم خوب نباشه و سعی میکردم یه سری کارها رو تموم کنم و باز بعدش میگفتم نه خودم رو خسته کنم بدنم ضعیف میشه و اگه مریض بشم سختتر میشه دورانش بهتره استراحت کنم بیشتر. خلاصه که درگیر بودم اساسی. امیدوارم واقعا زودتر بتونن این ویروس رو ریشه کن کنند. همه اش دارم فکر میکنم به خانواده هایی که عزیزانشون رو با این بیماری دارن از دست میدن و چقدر سخته، خدا به همه شون صبر بده و همه مریض ها رو هم زود شفا بده. خلاصه اینکه کوچکترین علامتی رو جدی بگیرین دوستان لطفا. حداقل کاری هست که میتونیم در حق همدیگه انجام بدیم من واقعا میشنوم طرف میگه مثلا یه خرده سرفه و بدن درد داشتم نمیدونستم کروناست و رفته و کلی آدم دیگه رو مبتلا کرده تعجب میکنم این همه میگن کوچکترین علامتی باید قرنطینه بشین خب دیگه علامت از این واضحتر آخه. بگذریم که یه عده رو شنیدم میگن بویایی چشایی نداشتیم فقط ولی نمیدونستیم کروناست که بعد سرکار میره طرف و مهمونی خانوادگی میره میشه لطفا بگین آیا از دست دادن بویایی و چشایی تو این شرایط به جز کرونا میتونه علامت چی باشه آخه؟!!! یا اینکه اصلا اگه کرونا نیست شک نمیکنید چرا تا حالا همچین چیزی رو تجربه نکردین! یه خرده بیاین در مقابل بقیه آدم ها مسئولیت پذیرتر باشیم و بیشتر مراقب بقیه باشیم حتی اگه خودمون علائممون خیلی جدی نبود.
اما بحث شیرین بازسازی خونه که به دمش رسیدیم و تموم نمیشه البته الان اوضاع مرتبه تقریبا و دیروز هم یه جمع وجور اساسی انجام شد و الان باید بگم که دلم برای خونه تنگ میشه میشینم عکسهایی که گرفتم رو میبینم ولی خب هنوز کار داریم. بعد تا الان چندین بار اینطوری ما جمع وجور اساسی کرذیم دو سه روز بعدش اومدن یه کاری امجام بدن زدن ترکوندن همه چیز رو آخریش هم همین شنبه این هفته بود که برق کار اومد هالوژنهای حموم رو نصب کنه بعد دیدم حموم رو ترکونده قشنگ و دیروز یه دور دیگه شستشوی اساسی حموم داشتیم. فعلا کمدها رو هم آماده نکرده و ما همچنان یه سری وسیله هامون جا نداره ولی فعلا باکس گرفتم همه رو چیدم که خونه شلوغ نباشه. آها هنوز خونه پرده نداره البته چون طبقه بالا هستیم کلا دید هم به خونه وجود نداره منتظر بودیم اول پنجره ها دو جداره بشه بعد پرده بزنیم الان هم با این وضعیت کرونا جرات نمیکنیم بریم برای سفارش. حتی چوب پرده ها رو هم لطف کردن باز کردن بردن خب واقعا چوب پرده دیگه چیزی نیست که بشه راحت جای دیگه استفاده کرد احتمال اینکه اندازه ها بخوره خیلی کمه. فکر کنم زمان داشتن دیوارها رو هم میبردن یه زمین مسطح طبقه آخر تحویلمون میدادن.
چقدر دلم پیاده روی میخواد ولی خب بیرون رفتن اینقدر سخت شده که کلا جایی نمیریم هر روز تصمیم میگیرم فرداش برم پارک نزدیک پیاده روی باز میگم ولش کن آخه با ماسک پیاده روی اصلا معلوم نیست تاثیر مثبت داره یا منفی. خونه هم شرایطش برای ورزش اکی نبود یعنی برای من بهانه گیر اکی نبود وگرنه که ورزشکار واقعی هرجا میتونه ورزش کنه. خلاصه ببینم بالاخره میتونم همت کنم یه خرده فعالیت بدنی داشته باشم یا قرار همچنان به دراز کشیدن روی کاناپه از اونجا رو تخت ادامه بدم
میخوام اینجا یه مطلب مطلب قول نیلوبلاگ نیلوبلاگی بهتون بدم که یه کاری رو حتما شروع کنم به طور جدی میخوام چند تا مقاله ای که دستم هست رو تموم کنم و ارسال کنم به ژورنالها این مدت اصلا برای پایان نامه کاری نکردم و همین روزاست که استادم پیگیری کنه همینجا گزارش میدم بهتون پیشرفت کار رو. برم که سریعتر شروع کنم میخوام تا آخر آذر حداقل دوتاشون رو تموم کرده باشم و دو تا سمینار رو تا عید برگزار کنم.
برچسب:
نویسنده: هلیا بهرامی