خرید بک لینک

سلام دوستان

اوایل اسفند که کرونا اومد و قرنطینه شروع شد روزهای اول از اینکه خونه بودم کلافه بودم. همه اش فکر میکردم اگه این دوران طولانی بشه چی؟ یه مدت به این کلافگی گذشت تا اینکه تونستیم روتین و مطلب عادت نیلوبلاگهای از خونه کار کردن رو برای خودمون بسازیم. صبح زود پا میشدیم یه پادکست پلی میکردیم آلنی مشغول پخت نون با خمیری که عصر روز قبل آماده کرده بودیم میشد منم صبحونه آماده میکردم صبحونه و پادکست که تموم میشد هر کی میرفت یه گوشه خونه پشت سیستمش برای شروع کار. تعداد جلسات من زیاد بود و معمولا تا عصر و گاهی حتی تا دیروقت درگیر کار بودم. ناهار رو معمولا از روز قبل آماده کرده بودم یا آلنی غذا میپخت اگه حجم کار خودمم کم بود تو اون روز خودم سریع یه چیزی آماده میکردم. یه لیست درست کرده بودم از غذاهای جدیدی که دوست داریم بپزیم و هر روز با هم تو آشپزخونه مشغول سعی و خطا بودیم روی انواع خمیر ها و شیرینی جات و غذاها. حقیقتا باید بگم الان که وسط این همه شلوغی گیر افتادیم دلم لک زده برای اون روزهای اوایل قرنطینه یه برنامه بلند بالا هم داشتیم برای کارهای دانشگاهی که باید بگم برای بنده همه شون هی عقب انداخته شدن هنوزم همچنان ادامه داره البته.

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: چهارشنبه 19 آذر 1399 ساعت: 10:16

صفحه بندی