سلام دوستان
با هوای خنک پاییزی خوش میگذره بهتون این یکی دو روزه از اینکه شبها بیرون سردم میشد کلی کیف کردم و چقدر این روزها نوشیدنی داغ میچسبه
آخر هفته بسیار عالی بود امیدوارم برای همتون همینطور باشه چهارشنبه شب که همونطور که گفتم مهمون داشتیم پنج شنبه صبح بعد از فرستادن پست قبلی یه صبحونه دو نفره خوردیم و آماده شدیم و رفتیم برای یه سری کارهای بانکی. رفتیم و یه سری از کارها انجام شد قرار بود بعدش بریم پارک و از هوا لذت ببریم ولی ماشین گیر افتاده بود و نمیتونستیم ماشبن رو برداریم اولش گفتیم بریم خونه چون پیاده تا خونه فاصله زیادی نداشتیم ولی آلنی گفت نه قرار بود بریم بیرون و تو فکرت مشغوله بهتره بریم یه خرده بگردیم. راستش یه اتفاقی افتاده بود یعنی یه نفر یه کاری و بهتر بگم یه نامردی کرد در زمینه کاری و من یه خرده ذهنم مشغول بود. اول یه خرده قدم زدیم بعدش پیشنهاد کافی شاپی که قبلا یه بار آلنی تنهایی رفته بود رو داد و رفتیم سمت کافی شاپ. فضاش خوب و خلوت بود سفارش دادیم و کلی دوتایی صحبت کردیم راجع به مشکلات و برنامه آینده و کلی حساب کتاب کردیم برای پس انداز و برنامه مالی که داریم و نزدیک دو ساعتی بودیم و حسابی آرامش بخش بود. اوایل که رابطمون شروع شده بود زیاد کافی شاپ میرفتیم ولی بعدها یه مدت بود که کلا انگار از لیست حذف شده بودند و امسال با شدت خیلی زیادی برگشته به صدر تفریحات خوبمون و هر سری رفتیم هر دومون بسیار راضی بودیم بیشتر مواقع هم کلی حرفهای جدی زدیم و کلی برنامه ریزی کردیم ود کلی حس خوب بهمون داده و هر دومون هم به صورت تنهایی و هم دوتایی تو برناممون قرار دادیم بله خلاصه بعد از مذاکرات هسته ای برگشتیم و ماشین هم خدا رو شکر مشکل از تو پارک در اومدنش حل شده بود و اومدیم خونه و یه خرده جمع و جور کردم و ناهار خوردیم و یه خوایپب بعد از ظهری پاییزی بسیار دلچسب عصر گفتیم بریم هدیه فارغ التحصیلی خ.ش رو بگیریم رفتیم و حراج درسا تموم شده بود و رنگی رو هم که میخواستیپ نداشت و برگشتیم خونه یه شلوار هم آلنی پسند کرد که کوتاه بود براش آقا جان این چه وضعبه آخه آلنی به فروشنده میگفت شلوارهاتون رو با سایز کجا دوختین آهان تو مسیر برگشت رفتیم پارک و سرد بود و سریع اومدبم خونه. شب قرار گذاشتیم جمعه صبح بریم بازار گل. صبح یه خرده دیرتر از برنامه بیدار شدیپ و هی دو دل بودیم که بریم یا نه که در نهایت تصمیم به رفتن شد مسیر خلوت بود د زود رسیدیم. فضاش کلا 7وب بود ولی تنتوع گل آپارتمانی کم بود دو سه تا گل گرفتیم و چند دسته هم گل گرفتیم که این 0نو روزه باهاشون کیف کتیم برگشتیم خونه و آلتی مشغول تعویض گلدونها شد دوستامون پیشنهاد تفریح عصر جمعه رو دادن و ما هم استقبال کردیم بعد از ناهار آلنی یه خرده به کار دانشکاه رسید منم خونه رو جمع کزدم و بعدش هم به به شیک شکلات دعوت کردمش شبک رو خوردیم و آماده شدیم رله افتادیم ولی من از همون موقع گرسنه ام بود رفتیم تا دوستامون برین یه خرده تو پارک دوتایی قدم زدیم و بعدش رعتیم دسته جمعب تیراندازی بعدش هم شام و کلی خنده و ژستهای خنده دار و ساعت داوزده و نیم رسیدیم خونه و لالا
امروز صبح بیدار شدم یه خرده درس خوندم بعدش رفتم میدون و کرفس خریدم و به یاد پاییزهایی که از مدرسسه برمیگشتم و عطر ورشت کرفس مستم میکرد خونه رو مر از عطر خوش کرفس ردم یه بخشی بدای فریز و یه بخشی برای شام امشب شبهای پاییزی بهتون خوش بگذره در کنار عزیزانتون
برچسب:
نویسنده: هلیا بهرامی