خرید بک لینک

سلام دوستان


خوبین؟


یکشنبه از صبح که بیدار شدم نشستم سر کار پایان نامه ولی اینترنت خیلی اذیت کرد و کلا به کاری نرسیدم بعد وقتهایی که کلا یه خرده بیکار باشم و حس کنم دارم وقت تلف میکنم کلا حالم بد میشه اون روز هم بعد از ظهر دیگه حالم خوب نبود و به شدت حالت تهوع داشتم نه میتوتستم بخوابم نه کاری بکنم یه خرده بهتر شدم پاشدم خونه رو جمع و جور کردم تا عصر که آلنی اومد و من حالم کامل خوب شدߘĠبله نصف انرژیم کلا از همسر مهربونߘʠنشستیم دوتایی میوه خورریم و گپ زدیم و حسابی هر دومون شارژ شدیم بعدش هم به کارهامون رسیدیم. داداشم خبر داد که برای کار اداریش باید بیاد تهران و همون شب راه میفتاد ولی بلیطش دیر بود و پروازش هم تاخیر داشت و تا برسه من دیگه چشام داشت آلبالو گیلاس میچیدߘĠفقط در و باز کردم و گفتم همه چیز رو برات تو اتاق آماده گذاشتم و بعدش هم سریع خوابیدم. صبح بیدار شدم صبحونه رو آماده کردم آلنی و داداشم رفتن منم مشغول کارهای خونه شدم و ناهار رو آماده کردم. ساعت 12 اینا داداشم اومد و من برای عصرش یه قراری با همکارهای همین شرکت قبلی داشتیم خوب نمیدونم کامل توضیح دادم براتون یا نه ولی کلا یه تیم بودیم که دو نه دو نه به تیم اضافه شده بودیم و سر یه جریاناتی هممون اومدیم از شرکت بیرون و کلا روابطمون یه خرده بیشتر از همکاری شد و این قرار رو هم یکی از مدیرها گفته بود بزاریم هر چی هم پرسیدیم چه خبره گفت نمیگم باید بیاین خلاصه ظهر رفتیم و رسیدیم دیدیم اون یکی مدیرمون که خارج بود اومده و اون گفته ببینیم همدیگه رو این مدیرمون کلا به خاطر این پروژه ای که بودیم اومده بود ایران و الان که اینطوری شده دوباره برگشته و فقط در حد چند ماه یه بار میاد به خانواده سر میزنه و دیروز هم که اومد و کلی حرف زدیم راجع به اتفاقات و همه چیز بعدش هم یکیشون گفت داره یه پروژه میگیره و گفت میای کمکم کنی که گفتم اگه شرایطش برام اکی باشه هستم که قرار شد بیشتر بعدا بادهم صحبت کنیم خلاصه چهار پنج ساعتی اونجا بودیم و هیشکی دلش نمیخواست تموم بشه و کلی خوش گذشت. کلی هم راجع به دانشگاه و پایان نامه و اینا صحبت کردیم دیگه خداحافظی کردیم و اومدیم سمت خونه و دیدم اصلا حال شام درست کردن ندارم آلنی و داداشم هم هیچکدوم نیومده بودن هنوز و تا بالاخره جمع بشیم ساعت نه شد رفتیم بیردن شام خوردیم و اومدیم خونه و باز من چشام به زور باز بود. یه چیز جالبی که هست من همیشه وقتهایی که کار فول تایم نداشتم اولین مشکلی که بهش برمیخوردم این بود که نظم خوابم بهم میریخت ولی اینسری شبها خیلی راحت خوابم میبره و خیلی منطم فعلا. چهارشنبه بالاخره قرار ترشی با دوستامون هماهنگ شد و قرار شد فردا همه بیان خونه ما شب هم آقایون اضافه بشن به جمعߘł༯p>


پست رو هفته پیش نوشتم بابت تاخیر ببخشید

برچسب: فال هفته دوم آبان 93,فال هفته دوم آبان 92,فال هفته دوم آبان ۹۳,فال هفته دوم آبان,فال هفته دوم آبان ماه,فال هفته دوم آبان ماه 93,فال هفته دوم آبان 1393,پیک آدینه هفته دوم آبان, نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 23:12

صفحه بندی