خرید بک لینک

سلام دوستان عزیزم ماه مهر و پاییز دوست داشتنی مبارک باشه امیدوارم برای همتون ماه و فصل خوبی باشه و همیشه شاد و لبتون خندون باشه

دوستانی که به هر نحوی با درس و مدرسه و دانشگاه سدکار دارین آغاز یه سال تحصیلی پرتلاش دیگه مبارکتون باشه

خوبین؟ خوش میگذره؟

روز جمعه از سفر برگشتم و دیروز و امروز رو مشغول استراحت در خانه بودم یه هفته ای برای 7ودم استراحت و تفریح در نظر گرفتم البته که به معنی اینکه سرم خلوت نیست و کار و دانشگاه و ... هست ولی خب بیشتر خونه هستم و مشغول خانا تکانی پاییزه

دیروز کلی درگیر باز کردن و قرار دادن وسیله های چمدان و شستن لباسها و ... بودم کلی انرژی گرفت ولی آخرش حس خوبی داشتم از مرتب شدن خونه. امروز صبح زود بیدار شدم و خونه رو مرتب کردم و یه سری دیگه پیاز داغ برای فریز کردن آماده کردم الان هم نا6ار خوردم و باید پاشم آماده شم برم دانشگاه و اولین جلسه سال تحصیلی جدید با استادمون که فکر کنم تا ساعت هشت اینا هم طول بکشه. شام رو هم آماده کردم که برگشتیم دیگه راحت باشم. فردا اگه بتونم با دوستام یه قرار استخری دارم و برای پس فردا هم یه قرار خانوادگی اگر هماهنگ بشه.

سفر عالی بود و کلی دور همی های شاد داشتیم کل فامیل جمع بودیم و هر روز یه جا جمع شدیم و کلی خندیدیم عروسی هم خیلی خوب بود و کلی شادی کردیم. کلی خریدهای مورد نیاز رو انجام دادم که مدتها بود میخواستم ولی تهران واقعا خریدهای خرده ریز وقت گیر هستن و همیشه به تعویق افتاده بودن. موهام رو کوتاه و رنگ کردم که نتیجه رضایت بخش بود و خیلی راضی هستم دیگه اینکه کلی با خواهرزاده بازی کردم و کلی فیلمهایی دارم که دیدنشون بهم انرژی میده بزرگ شده بود و برعکس قبلا که تو شلوغی اذیت میشد به شدت استقبال میکرد و اصلا حاضر نبود جدا بشه تو عروسی کلی قر داد و دست زد و شادی کرد یعنی همه فکر میکردیم صدای زیاد اذیتش بکنه ولی اصلا حاضر نبود رقص و آهنگ تموم بشه تا میبردینش بیرون گریه میکرد که برش گردونیم علاقه شدیدی به صحبت کردن با تلفن داره د اگه پشت خط کسی باشه که میشناسه یه الوووو سلام میگه و به زبودن خودش به صحبت کردن و تعرسف کردن ادامه میده اینقدر زبونش با نمکه که نگو یه وقتهایی که حس میکنه طرف مقابل متوجه منظورش نشده کلی به خودش فشار میاره

امروز با دوستام رفتیم استخر یادم نمیومد آخرین بار کی استخر بودم ولی واقعا چسبید بسیار بزرگ و تمیز و خلوت بود بعدش هم با هم اومدیم خونه ما و یه ناهار ساده دور خم خوردیم و یه خردخ صحبت کددیم و بعد از چایی خوردن اونا به خاطر کلاسشون رفتن منم یه خرده جمع و جور کردم خونه رو فردا هم یه مهمون عزیز دارم و قرار از صبح تا عصر با هم باشیم. خونه مرتب و اماده اسا ولی صبح باید برم یه سری خرید انجام بدم بعدش هم خودم برم دنبالش و بیایم خونه به صرف صبحونه انگلیسی و بعدش هم بریم گردش و ناهار و خرید

آخر هفته رو اگه جور بشه یه سفر دو روزه یه جای نزدبک میریم و از هفته بعد باید خیلی جدی درس رو شروع کنیم و همینطور کار رو.

تنها چیزی که این یکی دو روزه خیلی اذیتم کرده ترافیک شدید. تو هر ساعتی هم هست تقریبا مدتها بود اینقدر تو ترافیک وقتم تلف نشده بود.

بی صبرانه منتظر بارونهای زیبای امسال هستم

نمیدونم چرا هر چی مینویسم باز این پست اینقدر کوتاه و مختصر هی یه جمله میگم بهدش باز میبینم حرفی ندارم. سعی میکنم پست بعدی جبران کنم

برچسب: پاییز و پاییزه برگ درخت میریزه,پاییز پاییزه برگ درخت میریزه,پاییز پاییزه,شعر پاییز و پاییزه,شعر کودکانه پاییز و پاییزه, نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 3:27

صفحه بندی