خرید بک لینک
بعد از یه روز پر استرس که برای یه جلسه مهم بوده و هنوز هم برگزار نشده ولی منتظرم ببینم کنسل میشه یا نه که شما دعا کنید کنسل بشه وگرنه تا یکی دو ساعت دیگه باید اینجا باشم الان حس خیلی خیلی خوبی دارم اگه گفتین چرا؟
بله عرضم خدمتتون که خانواده تو راه هستن و تا یکی دو ساعت دیگه میرسن و دلم برای وروجکم به ذره است وروجکی که تازه داره جمله سازی میکنه و اون روز پشت تلفن بهش میگم کی میای خونه خاله برگشته میگه شما بیا خونه ما یعنی میخواستم قورتش بدم از همون پشت تلفن. خلاصه دارن تشریف میارن و کلی ذوق دارم بعد فکر کنید شب مهمون دارم از صبح هم که درگیر کار و استرس بودم دیشب هم ساعت هشت رسیدم خونه ولی یه مامان مهربون زنگ زده که نگران نباشی ها همه چیز آماده است غذا رو آماده کردم خریدها رو هم انجام دادم الهی من فداش بشم که این مدت اینقدر کمکم کرد آن شالله که همیشه سلامت باشه ولی جمعه که بره بعد این مدت که حسابی بهش عادت کردیم چه کنیم ما آخه
آقا قرار بود پست شادی باشه چی شد به اینجا ختم شد اصلا خب آخر هفته عالی خواهد بود و کلی برنامه دارم. امیدوارم همتون حسابی شاد باشین.

عنوان پست رو وقتی داشتم برای یکی از دوستان کامنت میزاشتم به ذهنم رسید
خدانگهدارتون دوستان

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: يکشنبه 15 اسفند 1395 ساعت: 0:02

صفحه بندی