خرید بک لینک

این پست یا بهتره بگم پستی که منتشر نشد قرار بود یه جور دیگه باشه پر از اتفاقات و گلایه ها بعدش گفتم خب آخه به جز اینکه اعصاب خواننده ها رو هم بهم بریزه و حتی وقتشون رو تلف کنه چه فایده ای داره. یهو به ذهنم رسید بیام از نتایجی که گرفتیم بگم اینطوری هم برای خودم خوبه که بعدا باز بیام مرورشون کنم و هم شاید به درد کسی خورد.

چند وقتیه به این نتیجه رسیدیم که تو روابط دوستانه و فامیلی مون یه روابطی وجود داره که مشکل دارند روابطی که وجودشان بیشتر از اینکه حس خوب بهمون بدن فقط زمانمون رو میگیرن چه زمانی که با اون آدمها میگذرونیم چهه زمانی که بعدا ذهنمون رو درگیر میکنه. قطعا هم که این زمان از دست رفته و داشتن این روابط هم موجب کم شدن روابط مفیدمون میشه و هم جلوی ایجاد روابط مفید جدید رو میگیره. روی خیلی از این روابط فکر کردیم تو روابط ما آدمهایی که باهاشون ارتباطداشتیم یه دسته آدمهایی بودن که به شدت به شدت منفعت طلب هستن و تو همه کارهاشون منفعت خودشون الویت و ارجح بر هر چیزی هست. من حس میکنم متاسفانه جامعه ما همیشه دچار افراط و تفریط مثلا به این جمله ساده فکر کنید که جدیدا همه جا گفته میشه: خودتون رو دوست داشته باشین و به خودتون احترام بگذارین. برداشتتون از این جمله چیه؟ برداشت من اینکه داره یه تکلیفی به عهده خودمون میزاره فقط و فقط خودمون نه اطرافیان داره میگه در حق خودت ظلم نکن سعی کن برای بهتر کردن خودت تو لایق خیلی چیزها هستی و تلاش کن بهشون برسی زندگی که برای خودت هست رو به راحتی هدر نده زمانت رو خوب استفاده کن به نظرم با اینا میشه به خودمون احترام بگذاریم در کنار اینکه مواظب باشیم کسی حقمون رو نخوره. حالا برداشتی که یه عده دارند چیه: فقط خودت مهمی و باید در هر شرایطی به خودت و راحتی خودت فکر کنی حتی اگه به بقیه ظلم کنی حتی اگه حق بقیه رو بخوری. میدونم به نظر عجیب میرسه ولی خب رفتارشون این برداشت رو نشون میده. مثال میزنم همه ما میدونیم برای رسیدن به هر چیزی باید تلاش کنیم(البته بهتر بگم باید بدونیم ولی باز متاسفانه خیلی ها نمیدونن) سادهترین حالتش فکر کنید میخوایم با دوستان بریم پیک نیک لذت ببریم آیا نباید قبلش یه سری مقدمات براش آماده کنیم؟ (تلاش و زحمت) نباید هر کسی مسیولیت کاری رو به عهده بگیره بعد با تلاش دسته جمعی به تفریح دسته جمعی برسیم. پس چطور که یه سری آدمها اون تفریح رو میخوان اون لذت رو دوست دارن ولی حاضر نیستن براش زحمتی بکشن آیا چیزی به جز منفعت طلبی و خودخواهی یه آدم میتونه باعثش بشه؟ چطور یک نفر انتظار داره کاری رو که خودش برای خودش حاضر نیست انجام بده بقیه براش انجام بدن!!

با این آدمها به نظرتون چکار باید کرد؟ بر اساس بازی تکامل اعتماد اگر روابط رو عین یه بازی بدونیم در واقع تو هر باری که ما با طرف مقابل ارتباط برقرار میکنیم داریم یه دور بازی میکنیم. تو این بازی افراد نقشهای مختلفی میتونن داشته باشن یه عده متقلب هستن( در هر شرایطی میخوان سر بقیه کلاه بزارن) یه عده معصوم هستن ( در هر شرایطی خوبی میکنند این آدمها به مرور حذف میشن و تو یازی بقا ندارند) یه عده مقلد هستن(پیش فرضشون خوبیه و اگه طرف متقلب باشه عین خودش باهاشون بازی میکنن ولی در هر دور بازی با بازی دور قبلی طرف تصمیم میگیرن) یه عده کینه ای هستن ( بازیو رابطه رو با خوبی شروع میکنند تا وقتی که تقلب ببینند بعد از اون همیشه تقلب میکنند) و... ( اگر علاقمند به بازی هستین لطفا بقیه رو برین خودتون ببینید من بر اساس همین ها میخوام تحلیلش رو تو روابط خودمون بگم) خب داشتم میگفتم تو روابط ما به این نتیجه رسیدیم یه عده متقلب هستن چون بارها تلاش کردیم حسن نیتمون رو نشون بدیم و اونا باز تقلب کردن بارها گفتیم شاید سوءتفاهم شده و به طرف فرصت دادیم و باز تقلب کردند در نهایت ما به این نتیجه رسیدیم این روابط رو یا باید عین خودشون باهاشون برخورد کنیم که به نظرم در مواردی که نتونیم به هر دلیلی با طرف قطع رابطه کنیم استراتژی خوبیه ولی در مجموع این استراتژی رو در همه موارد قبول ندارم چون به نظرم وقتی مجبوری تقلب کنی این تقلب ممکنه تو طولانی مدت و در دفعات زیاد روی خودت تاثیر بزاره پس به نظرم حتی اگه مجبور به حفظ ارتباط هستیم باید روابط محدود باشه خب چه اصراری هست که مثلا همچین آدمی رو چند هفته یکبار ببینیم. در مورد بعضی از این آدمها هم به نظرم قطع رابطه راه بسیار بهتریه اینطوری میشه کلی انرژی برای روابط جدید بزاریم و چه بسا بتونیم کلی رابطه خوب بدست بیاریم. ببینید منظورم از قطع رابطه قهر نیست که خدا رو شکر اهلش نیستیم اگه جایی ببینیم همچنان باهاشون برخورد خوبی داریم ولی وارد بازیهایی که ممکن تقلب بکنند نمیشیم.

روابطی هستن که هر چند مشکلاتی وجود داشته ولی فکر میکنیم میشه درمانشون کرد بیشتر در مورد آدمهایی که ناخواسته باعث ناراحتیمون شدن و اگر بعدا فهمیدن که ناراحتیم سعی در جبرانش داشتند.فکر کنم این افراد شاید بشه گفت مقلد هستن ولی دچار سوءتفاهم شدند میشن مقلد ساده. در مورد این آدمها به این نتیجه رسیدیم میشه یه رابطه محدودی رو داشت در صورتی که اون رفتارهای سهویشون کل لذت رابطه رو برامون بین نبره. دسته سوم آدمها و روابطی هستند که باید حفظشون کرد باید سعی کنیم بیشتر براشون وقت و انرژی بذاریم. که حالا یا معصوم هستند یا مقلد هستند در هر صورت روابط خوبی میتونیم باهاشون داشته باشیم و یک رابطه برد برد برای هر دو طرف هست.

یه تصمیم دیگه گرفتیم که وارد روابط جدید با آدمهایی که تو جاهای مختلف آشنا میشیم باهاشون بشیم دانشگاه٬ محیط کار٬ کلاس، همسایه و حتی دوستان مجازی که آشنا شدم باهاشون. بعد تو همین روزهایی که ما البته به سختی تمام به این نتایج رسیدیم و واقعا اذیت شدیم و هنوز هم به طور کامل اجرایی نکردیم دو تا نشونه خوب دریافت کردیم. اولیش قرار ملاقات با یکی از دوستان خوب مجازیم هست که خیلی خیلی دوست داشتم ببینمش و برای هفته جاری قرار داریم و من کلی ذوق دارم براش یکی دیگه یکی از دانشجوهای ترم پایینی استادمون هست که تو جلسات با هم آشنا شدیم و به نظرم میتونه خیلی دوست خوبی باشه و اون روز پیشنهاد داد یه روز خانوادگی قرار بزاریم و بیشتر با هم در ارتباط باشیم که حتما باید یه برنامه باهاشون بزاریم در آینده نزدیک.

چقدر حرف زدم فکر کنید این دومین پست طویل که امروز نوشتم و چقدر خوب که اولی رو منتشر نکردم آخر اون پست خودم هم دپرس بودم آخر این پست از جمع بندی که انجام دادم کلی هم خوشحالم

امیدوارم همیشه روابطتون سرشار از انرژی مثبت باشه براتون.

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت: 2:29

صفحه بندی