خرید بک لینک

امروز عصر جمعه برام حس پاییزی داشت

کلا میدونین که من بوی پاییز رو معمولا یکی دو ماه زودتر حس میکنم امسال هم دقیقا وسط تابستون حس پاییز بهم دست داد.

هی فکر کردم که چکار کنم که این حس و حال رو به جای غم به حس خوب تبدیل کنم خوب قطعا بهترین راه این بود که بریم پارک و خوش بگذرونیم ولی با توجه به اینکه مامان آلنی یکی دو روزیه خونه ما بود و فردا صبح زود بلیط دارن برای برگشت و ما هم باید تقریبا ساعت چهار صبح بیدار شیم که بتونیم برسونیمشون تا راه اهن گفتم بریم بیرون تا برگردیم و شام بخوریم دیر میشه و کلا خسته میشه پس این گزینه کلا رد شد

خوب باز فکر کردم چکار کنم و در نهایت یه گزینه خوب به ذهنم رسید بله بله دست به کار پختن یک آش رشته شدیم و اینطوری با یک تیر دو نشان زدیم هم مشکل چه بپزم حل شد هم حال و هوای عصر پاییزی رو برای خودمان شاد کردیم. جاتون خالی آشی شده بود واقعا چسبید بهمون.

مامان آلنی کلا غذاهایی مثه آش و سوپ و دلمه و ... تو برنامه غذاییش نیست کلا .فقط قیمه، قورمه، ته چین، زرشک پلو با مرغ و در مواقع معدودی که ماها باشیم کمک کنیم کتلت کو کو و سالاد الویه به اینا اصافه میشه و تمام یعنی هر سری که بریم همین غذاها با ترتیب متفاوت و بسته به تعداد وعده ها طبخ میشه حالا ممکن آشپزی به عهده ایشون نباشه ها ولی باز غذاها همیناست مگر اینکه دیگه ماها بخوایم کبابی چیزی بزنیم و برنامه رو عوض کنیم. که البته از حق نگذریم همین چند تا غذایی که نوشتم رو معمولا خوب درست میکنن. حالا این همه داستان گفتم که بگم کار دنیا عوض شده و من برای مادرشوهر آش رشته میپزم والله نمیدونم چرا همکارام میشنون بنده آش رشته و کوفته دلمه میپزم تو خونه با تعجب نگام میکنن یعنی اون روز کوفته برده بودم با یه حالتی گفتن که وای چه عجیب که یه نفر تو سن و سال ما بلده کوفته درست کنه به خودم شک کردم

اهان اینم بگم که خیلی خوبه دیروز بعد از اینکه اینجا اعتراف کردم که تنبل شدم امروز یه کارهایی انجام دادم که نگو یعنی کلی از اون سوراخ سمبه های خونه رو تمیز کردم و واقعا احساس انرژی بیشتری دارم الان ببینید چقدر دخترخوبی بودم و زود اومدم نوشتم باز

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 3:27

صفحه بندی